تبليغاتX
شوقات: قصه وافسانه
 
شوقات: قصه وافسانه
 
 
وب نوشتهاي يوسف نيك فام
 

 نامه کودکی به  خانواده نادر ابراهیمی در سال ۸۲ ( او در آن زمان فکر می کرده استاد درگذشته است.)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

چگونگی تشکیل کانون نویسندگان ایران ( بخش اول)

 

کتاب کانون نویسندگان ایران به روایت اسناد ساواک رابه تازگی از نمایشگاه بین المللی کتاب خریده­ام. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات این کتاب را در سال 1382 به قیمت 2700 تومان به شمارگان 3000 نسخه به چاپ رسانده است. اسناد بسیار جالبی از تاسیس و نحوه فعالیت کانون نویسندگان ایران در قبل از انقلاب در آن درج شده است. تاکنون 61 صفحه از این کتاب 550 صفحه­ای را خوانده­ام. موارد جالبی از آن را به صورت خلاصه می­آورم :

 

1-  در زمستان 1346 با پیشنهاد جلال آل احمد برای تدوین اساسنامه تشکیل یک تشکل خصوصی مستقل از نویسندگان مورد موافقت علی اصغر حاج سید جوادی ، محمد علی سپانلو و نادر نادر پور قرار گرفت و این سه نفر آن را نوشتند که در اواخر فروردین 1347 در خانه­ی بهرام بیضایی اصلاحات نهایی انجام شد. پس از پیشنهاد به آذین مبنی بر نگارش مرامنامه در کنار اساسنامه و نگارش آن توسط خود او در نهایت با تصویب اساسنامه از ابتدای  اردی بهشت 1347 کانون کار خود را آغاز نمود.

2-  هدف کانون در فصل اول اساسنامه چنین آمده است: کانون نویسندگان ایران موسسه­ ایست غیر تجارتی که به منظور حمایت و استیفای حقوق مادی و معنوی اهل قلم و کمک به نشر آثار ایشان و هدایت نوقلمان و پرداختن به فعالیت­های فرهنگی از قبیل تشکیل مجالس سخنرانی، سمینارها،کنفرانس­ها و نمایش­ها یا شرکت در آن­ها گسترش و تعالی فرهنگ ملی و آشنایی با مظاهر مختلف فرهنگ امروز جهان و نیز به منظور کمک به زندگی کسانی از اهل قلم که در مضیقه­اند در حدود اساسنامه کانون و مقررات  جاری کشور تاسیس می­شود.   

3-   در اولین دوره از انتخابات کانون، سیمین دانشور، به آذین، نادر نادرپور، سیاوش کسرایی، داریوش آشوری به سمت اعضای اصلی و غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی به سمت اعضای علی البدل و نادر ابراهیمی و فریدون معزی بازرسان مالی و فریدون تنکابنی صندوق دار و اسماعیل نوری علا به عنوان منشی انتخاب شدند و سیمین دانشور به عنوان نخستین رئیس کانون برگزیده شد.

4-   اعضای کانون علی رغم تلاش­های بسیار هیچ گاه نتوانستند کانون را به ثبت برسانند. مخالفت ساواک از دلایل اصلی آن بود. ساواک چون بنیانگذاران کانون را از نویسندگان افراطی و مخالف حکومت می­دانست و احتمال می­داد که مشکلاتی برای ساواک به وجود بیاورند با تشکیل قانونی کانون مخالف بود.

5-     جلسات کانون از آخر آبان 1347 در تالار قندریز روبروی دانشگاه تهران آغاز شد. این نشست­ها روزهای پنج شنبه اول هر ماه برگزار می­شد که به طور مرتب تا شهریور 1348 ادامه یافت. 

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

 

 داستان­هاي خاطره­اي و داستان­هاي تخيلي

 

      من هيچ وقت جنگ را تجربه نكرده­ام. با سلاح­ها و ادوات نظامي هم در دوران سربازي در حد دوره­ي آموزشي آشنا شده­ام. فضاي جبهه­ها را از طريق فيلم­ها و كتاب­هايي كه  ديده و خوانده­ام مي­شناسم. به تازگي داستاني نوشته­ام در حال و هواي جنگ. براي نوشتن داستان درباره موضوعاتي كه تجربه نكرده­ايم، اصولاً نويسنده با كار مشكل و طاقت­فرسايي روبروست. خاطرات، عموماً از تجربيات ملموس آدمي سرچشمه مي­گيرند. از همين رو مواد و مصالح خوبي براي نگارش داستان هستند. اغلب با تغييراتي، مي­توان خاطره­اي را به داستان تبديل كرد.پيرنگ خاطره ساده،غير فني و دم دستي است و از جنبه­هاي درام برخوردار نيست. نگارش داستان با استفاده از خاطرات شخصي،كار سختي را طلب نمي­كند. بيشتر ذهن نويسنده را در اين شيوه،چگونگي دوري از واقعيت و ميزان فاصله­اي است كه نوشته بايد از اصل رخدادها و شخصيت­ها داشته باشد.اين دوري و فاصله،بايد به حدي باشد كه يكي از مهم­ترين عناصر داستاني كه همان تعليق است را تا انتهاي اثر پوشش دهد.

      در داستان­هايي كه نويسنده رويكردي به خاطره ندارد و بر اساس تخيل و نه بر اساس تجربيات قابل لمس او شكل مي­گيرند؛ زحمت زيادي را طلب مي­كنند. عنصر مهمي همچون فضاسازي اثردر ترسيم و توصيف كسي كه در تجربه زماني و مكاني موضوع قرار نداشته باشد در نگاه اول غيرممكن مي­نمايد. به طور مثال كسي كه در اتمسفر و فضاي شهر جنگ زده­ي خرمشهر قرار نگرفته باشد چگونه بايد داستاني درباره­ي آزادسازي آن بنويسد. داستان­هاي زيادي با اين رويكرد تخيلي نوشته شده­اند كه در بيان موضوع و حتي ارائه فضايي مستند گونه و قابل باور مورد تاييد خوانندگان قرار گرفته­اند. هر نويسنده­اي حق دارد درباره­ي هر چيزي كه خود صلاح مي­داند قلمزني كند و اين باور به ظاهر منطقي  كه كسي تجربه مستقيمي از جنگ ندارد نبايد بنويسد؛ علمي و مستدل نمي­باشد. نويسنده­اي كه تجربه­اي ندارد، بايد سعي و همت خود را معطوف به كسب آگاهي و اطلاع از موضوع كند. او با تحقيق و پژوهش مي­تواند به اين مهم دست يابد؛ تا زاويه ديد  و نظرگاه او از خطا و اشتباه مصون باشد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

كارنامه من در سال رو به پايان

 

        روزهاي آخر سال را پشت سر مي­گذاريم. كارنامه امسال را مرور مي­كنم. آن چه بر من گذشته است:

 - به جديت تمام مطالبي مربوط به داستان در وبلاگم شوقات و در سايت دوستم مزدك علي نظري (خبرنگاران صلح) منتشر نمودم.

 - داستان، مقالات و نقدهايم در ماهنامه ادبيات داستاني منتشر شد.

- در جلسات هفتگی نقد داستان محمد رضا سرشار شركت نمودم.

- پس از حدود ۱۶ سال كه بازيگري در تئاتر را كنار گذاشته بودم دو باره مثل گذشته به ياد دوران جواني در نمايش غريبه­ي شام به كارگرداني دوستم شهرام نوشير در دو نقش كوتاه بازي كردم. اين نماش در شهرهاي تهران، شهرري، پاكدشت و ورامين به اجرا درآمد.

- در تحقيق و تولید فيلم مستندی كه همسرم ليلا خوانساري درباره فيلم دونده مي­سازد شرکت داشتم.

- ايده­ي فيلم مستند مسجد جامع خرمشهر را به لیلا پیشنهاد دادم كه سال آينده به كارگرداني ایشان و تهیه کنندگی مركز گسترش سينماي مستند و تجربي توليد می شود.

و ..

كارهاي بيهوده تا بخواهي! متاسفانه ما ايراني­ها استاد وقت هدر دادن و سوزاندن فرصت­ها و استعدادها هستيم و ما همچنان دوره مي­كنيم روزها را و هنوز را. 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
 
  بالا