تبليغاتX
شوقات: قصه وافسانه
 
شوقات: قصه وافسانه
 
 
وب نوشتهاي يوسف نيك فام
 

         

گزيده­اي از مقاله داستان­نويسي در مطبوعات اراك

          اغلب نشريات كشور، به ويژه نشريات ادبي و فرهنگي از گذشته تاكنون، صفحه يا صفحاتي براي چاپ داستان در نظر مي­گيرند. داستان­هاي بلند و رمان­ها، در گذشته اغلب به صورت پاورقي در مطبوعات منتشر مي­شدند. (( حسينقلي مستعان )) و (( جواد فاضل ))، دو داستان­نويسي هستند كه پرچمدار پاورقي­نويسي در ايرانند. آنان از پركارترين­ها در اين عرصه بوده و در ارتقاء و گسترش فرهنگ داستاني كشور در بين تمامي اقشار جامعه نقش بسزايي داشته­اند. 

يكي از روش­هاي  نشريات براي  جذب خواننده،انتشار داستان در صفحات ثابت بود. داستان­هاي دنباله­دار كه به پاورقي معروفند؛ به خاطر پسند عموم مردم مورد توجه ارباب جرايد قرار مي­گرفتند. اين رويكرد به گونه­اي بودكه نوعي از ادبيات را كه به (( ادبيات عامه پسند )) معروف است را در ايران پايه گذاري كرد. اصلي­ترين مشخصه آن داستان­ها را مي­توان خوانش ساده و سهل ، گرايش شديد به محتوا، درونمايه اغلب عاشقانه - در نازل­ترين و عاميانه­ترين شكل خود- ، پيرنگ­هاي غيرفني و ساختمان سست و پايان­هاي خوش آن­ها دانست. داستان­هاي كوتاه نيز مورد اقبال مردم قرار مي­گرفتند و اغلب به خاطر كوتاهي­شان در يك يا دو يا چند شماره جريده به چاپ مي­رسيدند.

 چاپ داستان در اراك، با پيشينه­ي صد ساله در انتشار مطبوعات، با فراز و نشيب­هايي همراه بوده است. اغلب نشريات اراك از گذشته تاكنون، به خاطر حجم اندك صفحات به چاپ داستانهايي با حجم كم پرداخته­اند و سنت پاورقي­نويسي كمتر رواج  داشته است.

نگارنده، پس از كنكاش و جستجوهاي محققانه در چگونگي انتشار آثار داستاني در مطبوعات اراك به نتايجي رسيده كه به طور خلاصه موارد را عنوان مي­نمايد؛ باشد تا سردبيران و مديران مسؤول نشريات اراك با دقت در آن­ها وضعيت بسامان و شايسته­اي را  پيش روي نويسندگان و خوانندگان متصور نمايند:

1.   داستان به مثابه هنري تأثيرگذار و شور­انگيز به زندگي تنوع مي­بخشد و به خاطر ماهيّت تخيّلي، قدرت تخيّل خواننده را افزايش مي­دهد و قادر است به خاطر جذابيّت، مخاطبان زيادي را براي نشريات ايجاد كند.

2.   تأثير اجتماعي يك داستان، بسيار بيشتر و كاراتر از مقالات و مطالب ديگر است؛ متأسفانه در مطبوعات اراك كمتر به اين اصل مهّم  توجه مي­شود.

3.   تجربه، نشان داده براي به دست آوردن خوانندگان ثابت براي نشريه، پاورقي­نويسي و داستان­هاي دنباله­دار، يكي از بهترين روش­هاي ممكن در دنياي مطبوعات است

4.   داستان­نويسان جوان، براي شناخته شدن و شكوفايي استعدادهاي نهفته، به فضايي براي ارائه آثار نيازمندند؛ مطبوعات بهترين فضا را براي آنان ايجاد مي­كنند.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

اوّلين داستان­نويس اراك

 

به احتمال قريب به يقين (( سيّد جمال­الدين عراقي زاده)) را مي­توان اوّلين داستان­نويس اراكي متأثر از نهضتِ ادبي ايران پس از مشروطه دانست. نويسندگان اين دوران اعتقاد چنداني به ساختار ادبي نداشتند و ادبياتي را به وجود آوردند كه بيشتر بر پايه­ي نقش اجتماعي استوار شده بود. عراقي زاده نيز در داستان­نويسي بر اين موج سوار بود.

او با انتشار داستان بلند (( ناهيد))، به صورت پاورقي در هفته­نامه­ي (( نامه عراق )) در سال 1314 شمسي، اوّلين گام چاپ داستان در اراك را برداشت؛ كه پس از چندي اين اثر به صورت كتاب نيز عرضه شد.

سيّد جمال­الدين عراقي زاده فرزند (( حاج آقا اسماعيل عراقي )) در سال 1297 شمسي متولد شد و در مهرماه 1320 درگذشت. پدرش از دوره­ي پنجم تا يازدهم نماينده­ي مردم اراك در مجلس شوراي ملّي بوده است. اسماعيل عراقي ششمين فرزند ذكور روحاني اراكي (( آيت الله حاج آقا محسن اراكي )) است. مادر جمال الدين ، خانم (( اقدس الحاجيه )) دختر (( حاج سيّد احمدخان ميرپنج )) مهردار قائم مقامي نواده­ي (( ميرزا ابوالقاسم قائم مقام )) ، صدراعظم و دانشمند ايران مي­باشد.

سيّد جمال­الدين، دوران ابتدايي و متوسطه­ي خود را در تهران به پايان رسانيد و در سال 1319 شمسي به دانشكده­ي افسري وارد شده و در شهريور ماه 1320 با درجه­ي ستوان سوّمي در تهران شروع به خدمت كرد.  او در زمان اشغال تهران توسط قواي روس و انگليس و با توجه به خلق و خوي وطن دوستي و ملّي­گرايي، در شبي حدود ساعت 23، هنگام عبور از خيابان سيروس به ضربه گلوله­ي نيروهاي اشغالگر به شهادت مي­رسد.

((علي اكبر خاكباز)) عموزاده­ي او، درباره­ي مرگش چنين مي­گويد: (( بر ما معلوم نشد كه چه عملي از ايشان سرزده بود كه به شهادت رسيد. محل شهادت او، خيابان سيروس تهران مقابل منزل (( دكتر شمسي )) بود. دكتر شمسي برايم نقل كرد كه به محض اين كه صداي تير شنيده شد از منزل، خارج شدم و ديدم كه سربازان شوروي و تانك­هاي آنان مشغول رفت و آمد در خيابان سيروس هستند و بدن بي­جان مرحوم عراقي زاده در خيابان افتاده است؛ در نتيجه­ي تيري كه به او اصابت كرده بود.))  

جمال­الدين با عموزاده­ي خود، (( ايران )) فرزند (( مهدي يثربي )) ازدواج كرد كه ثمره­ي آن پسري به نام (( فائق )) بود.

او در نگارش داستان كوتاه نيز فعّاليّت داشت. در سال 1316 در هفته­نامه­ي (( نامه عراق )) داستان كوتاه (( آدمكش )) از او منتشرشد كه دركتاب (( دستان )) تأليف نگارنده نيز به چاپ رسيده و نقدي هم برآن نوشته شد.

در هفته نامه­ي نامه عراق نقدهايي نيز برآثار منتشره­ي عراقي زاده نوشته شده است. يكي از اين آثار (( ناهيد )) است. ناهيد، پاورقي كه در سال 1314 شمسي منتشر شد؛ داستان عشق دو جوان به نام­هاي بهرام و ناهيد است. نقد (( ناهيد از نظر اجتماعي )) كه به قلم (( ج.ع.مهرك )) نوشته شده، در ارديبهشت ماه سال 1316 در شماره­ي مسلسل نامه عراق به چاپ رسيده است. ناقد در بخشي از آن چنين مي­نويسد: (( ... در داستان ناهيد و ساير حكايات و كتب رمان هميشه مي­بينيد كه از عشق و عاشقي، دلداري و دلدادگي صحبت مي­شود. من كه چيزي نمي­فهمم. اگر شما از عشق چيزي درك كرده­ايد خواهشمندم به من هم بگوييد. عشق يعني چه؟ مگر شما خيال مي­كنيد عشق حقيقتي دارد؟ باور كنيد من اعتقادي بدان ندارم. عشق دروغ است. آنهايي كه دم از عشق و محبت مي­زنند همه دروغ مي­گويند. همه چرند مي­بافند. قبول نكنيد... ))

نقد ديگري كه بر ناهيد نوشته شده با عنوان (( ناهيد!! )) به قلم (( ا.ص)) در شماره­ي مسلسل 386 نامه عراق در فروردين ماه 1316شمسي به چاپ رسيده است. ناقد در بخشي از آن چنين مي­نويسد: (( نگارنده داستان دلچسب و شيرين ناهيد را از آغاز تا انجام با دقت مطالعه نموده و از مضمون آن مستحضر شده­ام. اين داستان با عباراتي ساده و شيرين و در عين حال سليس و اديبانه تأليف گرديده و مفاسد زناشويي قديم را با تلويح و اشارات ثابت مي­نمايد... ))

(( باقر عاملي )) نويسنده نقد (( ناهيد چه بود؟ )) پس از توضيحات مبسوطي درباره­ي نقد و انتقاد كه چهار شماره­ي نامه عراق را در برمي­گيرد در شماره­ي مسلسل 396 ارديبهشت ماه سال 1316 ان هفته نامه درباره­ي داستان ناهيد چنين اظهار مي­دارد: (( كتاب ناهيد يك داستان ساده و بدون تهييج است كه خواننده را در وحله اوّل جذب نمي­كند ولي موضوع آن چون ساده و از روي زندگاني روزمره گرفته شده نويسنده كاملاً از عهده بيان مقصود خود برآمده است. اين قسمت خودش درخور تقدير است كه يك نويسنده جوان بتواند مقصود خودش را همان چيزي را كه حس مي­كند ذكر نمايد. من به عقايد اين نويسنده از نظر فلسفي و اجتماعي كاري ندارم، ناهيد را از نظر اينكه يك كتاب منتشر شده و فن نويسندگي­اش طرف انتقاد قرار دادم.

ناهيد كاملاً ساده نوشته شده اين هم خودش خوبست. مسلماً اگر نويسنده­اش اين راه را كاملاً تعقيب كرده و پيش برود سادگي آثارش از اين شيرين­تر و بدون عيب­تر خواهد شد و اساساً ساده نويسي از مغلق نويسي مشكل­تر است. مخصوصاً وقتي كه بخواهد به پايه تكامل برسد.

استيل افسانه نويسي ناهيد مطابق فن رمان نويسي زياد محكم نيست، و همين موضوع در اوّل باعث سرخوردن خوانندگان معمولي كتاب مي­شود، ولي در عوض طرز نگارش موضوع بدون نقص است. محاورت پهلوانهاي كتاب [ منظور ناقد شخصيت­هاي داستان]، جمله­بندي­ها در قسمت­هاي 40 و 48 بسيار خوبست.

در آخر كتاب داستان قدري مبتذل مي­شود ولي نتيجه­اي را كه نويسنده مي­خواسته است به خوبي مي­رساند. من خوشوقتم كه كتاب ناهيد اوّلين كتاب دوستم جمال عراقي زاده مي­باشد. ناهيد كتاب ساده­ايست، خواه از نظر ادبي ، از جنبه فكري، از فن افسانه نويسي و بالاخره از نظر نتيجه­اي كه نويسنده گرفته است. ما هم بيشتر از اين انتظار نداريم. منتظر هستيم كه آثار ديگر نويسنده را از اين كامل­تر، رساتر و پخته­تر ببينيم. در ضمن ناهيد را هم كه قابل خواندن و مطالعه است فراموش نكنيم. ))

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

                    

                  

               

پارك اتوموبيل به شيوه اراكي

مي­گويند دو راننده اراكي به خاطر جاي پارك باهم درگير مي­شوند. يكي از آنها به آن ديگري مي­گويد: اگه َبلّي َبلُم ميلُم َبلّي؛ اگه نَلّي َبلُم نه ميلُم بَلي نه ميلّي َبلُم.

ترجمه: اگه اجازه بدهي پارك كنم؛ اجازه مي­دهم پارك كني و اگر اجازه ندهي پارك كنم؛ نه اجازه مي­دهم پارك كني؛ نه اجازه مي­دهي پارك كنم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
 
  بالا