|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
داستانهاي خاطرهاي و داستانهاي تخيلي
من هيچ وقت جنگ را تجربه نكردهام. با سلاحها و ادوات نظامي هم در دوران سربازي در حد دورهي آموزشي آشنا شدهام. فضاي جبههها را از طريق فيلمها و كتابهايي كه ديده و خواندهام ميشناسم. به تازگي داستاني نوشتهام در حال و هواي جنگ. براي نوشتن داستان درباره موضوعاتي كه تجربه نكردهايم، اصولاً نويسنده با كار مشكل و طاقتفرسايي روبروست. خاطرات، عموماً از تجربيات ملموس آدمي سرچشمه ميگيرند. از همين رو مواد و مصالح خوبي براي نگارش داستان هستند. اغلب با تغييراتي، ميتوان خاطرهاي را به داستان تبديل كرد.پيرنگ خاطره ساده،غير فني و دم دستي است و از جنبههاي درام برخوردار نيست. نگارش داستان با استفاده از خاطرات شخصي،كار سختي را طلب نميكند. بيشتر ذهن نويسنده را در اين شيوه،چگونگي دوري از واقعيت و ميزان فاصلهاي است كه نوشته بايد از اصل رخدادها و شخصيتها داشته باشد.اين دوري و فاصله،بايد به حدي باشد كه يكي از مهمترين عناصر داستاني كه همان تعليق است را تا انتهاي اثر پوشش دهد.
در داستانهايي كه نويسنده رويكردي به خاطره ندارد و بر اساس تخيل و نه بر اساس تجربيات قابل لمس او شكل ميگيرند؛ زحمت زيادي را طلب ميكنند. عنصر مهمي همچون فضاسازي اثردر ترسيم و توصيف كسي كه در تجربه زماني و مكاني موضوع قرار نداشته باشد در نگاه اول غيرممكن مينمايد. به طور مثال كسي كه در اتمسفر و فضاي شهر جنگ زدهي خرمشهر قرار نگرفته باشد چگونه بايد داستاني دربارهي آزادسازي آن بنويسد. داستانهاي زيادي با اين رويكرد تخيلي نوشته شدهاند كه در بيان موضوع و حتي ارائه فضايي مستند گونه و قابل باور مورد تاييد خوانندگان قرار گرفتهاند. هر نويسندهاي حق دارد دربارهي هر چيزي كه خود صلاح ميداند قلمزني كند و اين باور به ظاهر منطقي كه كسي تجربه مستقيمي از جنگ ندارد نبايد بنويسد؛ علمي و مستدل نميباشد. نويسندهاي كه تجربهاي ندارد، بايد سعي و همت خود را معطوف به كسب آگاهي و اطلاع از موضوع كند. او با تحقيق و پژوهش ميتواند به اين مهم دست يابد؛ تا زاويه ديد و نظرگاه او از خطا و اشتباه مصون باشد.
|
|