|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
معرفی کتاب قصه آفتاب(نمونهای از روشهای آموزشی محمد بهمن بیگی در مدارس عشایر ایران)
----------------------------------------------------------
شناسنامه کتاب
قصه آفتاب(نمونهای از روشهای آموزشی محمد بهمن بیگی در مدارس عشایر ایران)
نویسنده: امراله یوسفی
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1386
محل نشر: شیراز، انتشارات قشقایی
شمارگان: 3000 جلد
تعداد صفحات: 240
قطع: رقعی
مصور
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
-----------------------------------------------------------
کتاب به سی و هفت بخش تقسیم بندی شده است و حاوی مطالبی تالیفی، گردآوری شده است. روی جلد آن با تصویری از محمد بهمن بیگی، یک تخته سیاه و تصویر کودکی قشقایی روی آن و پشت جلد آن با بخشی از سخنرانی بهمن بیگی مدیر کل وقت آموزش عشایر برای ترغیب و تشویق عشایرزادگان در سال 1349 به همراه تصویر زیبایی از یک سفید چادر کلاس سیار عشایری منقش شده است.
امراله یوسفی خود یکی از عشایر قشقایی است که در مدرسهی عشایری درس خوانده، در دانشسرای عشایری معلمی آموخته و تا زمان بازنشستگی وجودش را وقف خدمت به دانش آموزان عشایری کرده است.
نویسنده در مقدمه به طور خلاصه دربارهی محتوای کتاب توضیحاتی میدهد. او در مقدمه اشاره میکند که با نوشتن نمونهی روشهای آموزشی در قالب مسائل ریاضی، ادبی، شعر، نامه، اطلاعات عمومی و خاطرات، بخشی از چگونگی تعلیمات عشایری را به خوانندگان بازگو خواهد کرد.
نویسنده کتاب را با نوشتههایی کوتاه از محمد نادری دره شوری، ابراهیم بابادی از ایل بختیاری، جهانگیر شهبازی، نامهای از محمد بهمن بیگی به ابراهیم بابادی و سخنرانی او در سال 1349 آغاز میکند.
بهمن بیگی در سخنرانیاش، غیرت و تعصب عشایر را هدف میگیرد و به زیبایی عشایر را به حرکت وا میدارد: «فرزندانم،عزیزانم، امروز در فرودگاه شیراز بدجوری تحقیر شدم؛ میخواهم با شما دعوا و درد دل کنم. در فرودگاه به استقبال یکی از بزرگان مملکت رفته بودم. در حدود یک هزار افسر به استقبال آمده بودند، حتی یک نفر آنها عشایری نبود. دکتر، قاضی، تاجر، استاندار، شهردار و فرماندار هم که نداریم. دانشگاه پهلوی میروم، همهی دکترها غیر عشایری هستند. من به همت شما، پزشکان حاذق تربیت خواهم کرد. مگر شما استعداد ندارید. مگر غیرت و تعصب ندارید. چرا تصمیم نمیگیرند با من همگام شوید تا فقر و بیسوادی را ریشه کن نماییم.بچههایمان مهندس شوند و سد بسازند تا دیگر برای نباریدن باران نگران نباشیم. بچههایمان دکتر بشوند تا مادرانمان از ترس آل و فرزندانمان از بیماریهای گوناگون نمیرند... »[قصه آفتاب، ص 21]
نویسنده در بخش «قصهی بهمن بیگی» به نظرات صادق وزیری، مهدخت برومند، سیمین دانشور، بزرگ علوی، ابراهیم گلستان، احمد مدنی، شمس آل احمد، ایرج افشار، سیروس پرهام، جهانگیر شهبازی و خسرو شاهانی دربارهی خدمات بهمن بیگی به عشایر میپردازد.
امراله یوسفی در تدابیر آموزشی از چگونگی تطبیق تعلیمات عشایر با احتیاجات و مقتضیات زندگی ایلی سخن میگوید.
او پس از بیان ویژگیهای چادر مدارس عشایری، نمونهای از اشعار معلمان و شاعران نامی کشور که برای یادگیری هر چه بیشتر زبان فارسی برای فرزندان عشایر سروده و انتخاب میشدهاند، میآورد. وی مشاعره را یکی از روشهای رقابتی برای فراگیری و بروز استعدادهای دانش آموزان عشایری اعلام میکند.
نمایشنامه و اجرای آن یکی دیگر از شیوههای آموزش عشایر بوده است. نویسنده به عنوان نمونه نمایشنامهی « دهقان و فردوسی» را که در گذشته در کلاسها بین دانش آموزان اجرا میشده نقل میکند.
تدریس تعلیمات دینی و دروس قرآنی و دینی که عموماً هر کدام در هفته شش ساعت بوده از اولویتهای آموزشی بوده که دانش آموزان آنان را حفظ و در جلسات و اردوها به اجرا درمیآوردهاند.
در آموزش مسائل ریاضی از حوادث و وقایعی که دانش آموزان در زندگی روزانهی خود با آن برخورد داشتهاند استفاده میشده است و معلم با بهره گیری از امکانات طبیعی و عوامل محیطی سعی میکرده جمع و تفریق را به سادگی آموزش دهد.
نویسنده در ادامه چگونگی آموزش نمایش سلسلهی متریک برای آموزش متر و اجزایش، آموزش دروس علوم و جغرافیا، تاریخ، بهداشت، اطلاعات عمومی، نقاشی و خطاطی را در بین عشایر بیان میکند.
کتاب از صفحهی 121 تا انتها به مقالات، قدرشناسیها، خاطرات و گفت و گو دربارهی خدمات محمد بهمن بیگی اختصاص یافته است.
یکی از مقالات با نام « منزلت معلم» نوشته بهمن بیگی است. این نوشته که در سال 1384 نوشته شده، همانند بسیاری از آثار دیگر او تاثیرگذار و کوبنده است. او سرچشمه قساوتها و ستمها را همه از کمبودها و اشتباهات تعلیم و تربیت میداند و اعلام میکند: « جهان و اولیای جهان باید هوشمندترین فرزندان خود را برای آموزگاری، دبیری و استادی اطفال خود برگزینند... به هر حال باید دست به دامن معلم برگزیده و هوشمند باشیم، او را خشنود و راضی نگاه داریم و از شمار معلمانی که این شایستگی را ندارند بکاهیم و آنان را به کارهای دیگر بگماریم و به خاطر داشته باشیم که در امر تعلیم و تربیت، ارزش کیفیت به مراتب بالاتر از کمیت است.» [همان، صص 136و 135]
در ادامه نویسنده خاطرهای از گردنه گیری دزدان و متوقف کردن جیپ بهمن بیگی و تحصیل فرزند سر کردهی دزدان در سالها بعد از زبان بهمن بیگی تعریف میکند.
مقاله بعدی به قلم «سهراب آدیگوزلی» از عشایر دشت مغان استان اردبیل است. او که یکی از شاگردان نویسنده کتاب بوده، نوشتهاش را به صورت نامهای برای بهمن بیگی نگاشته است. متن نامه سراسر عشق و ارادت خالصانه به آموزگاران قشقایی است و از چگونگی آموزش در کلاسها سخن گفته میشود.
مقالهی بعدی که به قلم علی محمدی نوشته شده، گزارشی از حضور او در نشستی به مناسبت بزرگداشت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از محمد بهمن بیگی است. نویسندهی مقاله در ادامه به صورت خلاصهوار اقدامات موثر بهمن بیگی در تعلیمات عشایری را بیان میکند.
آخرین مطلب نوشته شده در کتاب،متن مصاحبهی کیهان فرهنگی با بهمن بیگی است. این گفت و گو که در شمارهی 230 آذر سال 1384 آن ماهنامه آمده است با شرح حال کوتاهی از زندگی و خدمات بهمن بیگی آغاز و با سئوالاتی مانند چگونگی کار آموزش عشایر، نظر جلال آل احمد دربارهی کارهای او به آخر میرسد.
کتاب با تصاویری از کلاسها و معلمان مدارس عشایری پایان مییابد.
شناسنامه کتاب
پرنده به پرنده(درسهایی درباره نویسندگی)
برگردان: آویشن نوبخت
چاپ اول
سال انتشار 1387
محل نشر: رشت، انتشارات سمام
تعداد صفحات 141
-----------------------------
کتاب پرنده به پرنده نوشته آن لاموت(Anne Lamott ) نویسنده و مدرس آمریکایی است.مترجم در ابتدای کتاب در یک صفحه معرفی کوتاهی از نویسنده اثر میکند تا خواننده اطلاعاتی از مولف آن پیدا کند.او نام نویسنده را در این بخش«آن لمات»، در شناسنامهی کتاب«آن لامات» و در روی جلد کتاب «آن لاموت» معرفی میکند که شایستهتر بود که یک نام ثابت عنوان میشد.
آن لاموت در سال 1954 در سانفرانسیسکو به دنیا آمده است. اولین کتاب او در سال 1980 با نام «خندههای شدید» به چاپ رسیده و پس از آن «رزی» در سال 1983، «جوجونز» در سال 1985 و «تمام آدمهای جدید» در سال 1989 از او منتشر شده است. داستان «قلب کوچک ناقیه» نیز در سال 1997 از او به چاپ رسید. «راهنمای دستورالعملها» در سال 1993 و «دلخوشیهای سیار» در سال 1999 دو زندگینامهی او هستند. آن لاموت منتقد کتاب و مدرس کلاسهای آیین نگارش نیز بوده است.
هر کسی که علاقهمند داستاننویسی است و میخواهد دست به قلم بگیرد و بنویسید، همیشه این سئوال را از خود خواهد کرد که آیا برای خوب نوشتن راه حلی وجود دارد؟ چگونه میشود داستانی نوشت که ارزش خواندن داشته باشد.اصولاً هر پدیدهی هنری یک فرآیند خودجوش و درونی است.خلق یک اثر هنری صرفاً با گذراندن کلاسهای متعدد و آموزشهای گوناگون میسر نمیشود، بلکه پیش از هر چیز احتیاج به اشتیاقی درونی و خودجوش دارد.خواندن کتابهایی که روش درست نوشتن را آموزش میدهند به تنهایی امکان نویسنده شدن را برای هیچ کس فراهم نخواهند کرد؛ بلکه برای بهتر نوشتن و درستتر نوشتن کارساز و سازندهاند.کسی که به طور مداوم مینویسد با خواندن کتابهای آموزشی میتواند در اثربخشی بیشتر آثارش در جان مخاطبان موفقتر عمل کند.
کتاب«پرنده به پرنده» هم یکی از کتابهای آموزشی است که نویسنده آن بر اساس تجربیات سالیان نویسندگیاش همت خود را صرف انتقال دانش هنر داستان نویسی خود به علاقهمندان نگارش داستان کرده است.
--------------------------------------------
متن کامل این مقاله به زودی در شماره صفر فصلنامه انشا و نویسندگی منتشر می شود.
|
|