|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
«حاج اسمعیل عراقی» از دورهي پنجم تا يازدهم، نمايندهي مردم اراك در مجلس شوراي ملّي بوده است. او ششمين فرزند ذكور روحاني اراكي « آيت الله حاج آقا محسن اراكي» است.
«علی اکبر خاکباز» در فصل هفتم کتاب خاندان محسنی اراکی دربارهی اسمعیل عراقی چنین مینویسد:« آقای حاجی آقا اسمعیل عراقی هفتمین فرزند ذکور مرحوم آقای حاجی آقا محسن تولد 1300 هجری قمری،وفات 1358 هجری قمری.آقای حاجی آقا اسمعیل عراقی برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف عزیمت و از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله العظمی آخوند ملاکاظم و آیت الله العظمی آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی استفاده و استفاضه نموده است و موفق به اخذ اجازه شده است.
مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم در سال 1334 قمری در معیت مرحوم آقای حاج آقا اسمعیل عراقی به ایران مراجعت و برای بار دوم به عراق (اراک) آمده و در عراق سکونت گزیدند.بین معظم له و آقا ی عراقی روابطی بسیار نزدیک و دوستانه برقرار بوده است. مرحوم آقای حاجی آقا اسمعیل از دورهی پنجم تا دورهی یازدهم سمت نمایندگی مردم عراق (اراک) را در مجلس شورای ملی به عهده داشتهاند.در دورهی پنجم جزء وکلای اقلیت همکار مدرس و نزدیکترین فرد به مدرس بوده است.پس از فوت مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم در سال 1316 زندانی و پس از حدود چهارده ماه ایشان را از زندان آزاد و او را مسموم نموده و به شهادت رساندند.مرحوم آقای عراقی حافظهی بسیار قوی و جذابیتی کامل داشته و از سیاستمداران ورزیدهی زمان خود به شمار میرفته.
همسر اول آقای حاج اسمعیل عراقی صبیهی حاج کاظم خان امین بوده و پس از درگذشت ایشان آقای عراقی با خانم حاجیه خانم فخرالملوک قائم مقامی(اقدس الحاجیه) صبیهی آقای حاج سید احمد خان مهردار قائم مقامی(میرپنج) که نوهی قائم مقام صدراعظم میباشد ازدواج نموده است.از بطن خانم اول یک فرزند به نام علی محسنپور و از بطن خانم اقدس الحاجیه قائم مقامی سه فرزند به نامهای آقا جمال عراقیزاده،آقا منیرالدین تهامی،آقا عماد الدین اراکی داشته است.» [خاندان محسنی اراکی،ص 232-231]
همانطور که خاکباز نیز در کتاب خود اشاره میکند، اسمعیل عراقی پس از هفت دورهی متوالی از سال 1305 تا سال 1316 نمایندگی اراک بودن در سال 1316 تحت نظر شهربانی زندانی میشود. «دکتر احمد متین دفتری» از نخست وزیران دوران رضا شاه در این مورد چنین مینویسد: «شبی در هیأت وزیران، وزیر کشور لایحهای را عنوان نمود که میبایستی فردای آن روز در جلسهی علنی مجلس تصویب شود.لایحه عبارت بود از سلب مصونیت از مرحوم حاج آقا اسمعیل عراقی وکیل اراک. از عنوان نمودن این مطلب غرق در تعجب شدم زیرا مرحوم عراقی در آن ایام متجاوز از 65 سال داشت و در ادوار 5 و 6 و 7 و 8 و 10 و 11 نماینده مجلس بود.هم معمم بود هم مالک.البته بعد از تصویب قانون لباس متحد الشکل تغییر لباس داد و مکلا شد.این سید محترم فوق العاده مظلوم و محجوب بود.پس از آن که لایحه در هیات وزیران تصویب و آماده طرح در مجلس شد آهسته از وزیر کشور پرسیدم این سید بیچاره را به چه جرمی میخواهند تعقیب کنند.وزیر کشور بیخ گوشم گفت:توطئه علیه امنیت کشور.همان شب ماموران شهربانی او را بازداشت کردند.وقتی دلیل اتهام را برای تعقیب او خواسته بودند نامهای ارائه دادند که گمنامی به وسیله پست برای او فرستاده و به او یادآوری کرده بود که حضور در شهر قم را در تاریخ معین برای شرکت در یک توطئه فراموش نکند.این نامه قبل از آن که به مرحوم عراقی برسد سانسور شده بود و بدون آن که منتظر شوند در روز موعود خبری میشود یا خیر،گزارش یک توطئهی قطعی را به عرض میرسانند و یک نماینده مجلس را محکوم به فنا مینمایند.عجب آن که عراقی ماهها در زندان ماند در حالی که چند ماه از روز موعود میگذشت ولی شهربانی باز در جست و جو و کشف جرم بود!»[روزنامه ایران،سال هفتم شماره 1909،یکشنبه 25 شهریور 1380]
مرتضی ذبیحی در کتاب« دنباله تاریخ اجتماعی اراک و برخی موضوعات فرهنگی هنری» دربارهی ارتباط عراقی و حسن مدرس و محمد تقی بهار چنین مینویسد: « حاج آقا اسماعیل عراقی پس از ورود به مجلس به صف اقلیتی که به ریاست سید حسن مدرس تشکیل شده بود پیوست.یکی دیگر از یاران مدرس در این اقلیت محمد تقی بهار(ملک الشعرا) بود که او نیز با عراقی دوستی داشت.اما این دوستی دیری نپایید و پس از چندی بهار دوست همرزم خود را به باد هجو گرفت.در دیوان بهار چنین میخوانیم:
بعد از ختم مجلس دوره ششم چون تیمورتاش میدانست که از من میتوانند استفادهی علمی و ادبی کنند،توسط وزیر فرهنگ قرار شد بودجهی مختصری به مجلس پیشنهاد نمایند تا من همراه یکی دو نفر برویم به فرنگستان و کتب فارسی و عربی را که در ایران نایاب است عکس و نسخه برداریم و به ایران بفرستیم- من هم محض خدمت به فرهنگ حاضر شدم- بودجه رفت به کمیسیون بودجه،ولی چون محمد خان درگاهی رئیس شهربانی با من و تیمورتاش مخالف بود،حاج آقا رضا رفیع و حاج اسمعیل عراقی را بر ضد من و بودجهی مزبور تحریک کرد... و بودجه در کمیسیون رد شد.این قصیده را من در هجو سید اسمعیل عراقی گفتم.م.بهار
ای سید عراقی شغلی دگر نداری یا خلکی تراشی یا پولکی درآری...
(دیوان بهار،جلد دوم،ص 536)»[ دنباله تاریخ اجتماعی اراک و...،ص 88-87]
پس از فوت اسمعیل عراقی زاده،همسرش اقدس الحاجیه نامهای بدین شرح به ریاست مجلس مینویسد:
با نهایت احترام بعرض عالی میرساند چنانکه خاطر مبارک مستحضر است شوهر مرحومم عراقی نماینده مجلس شورای ملی به تهمتی گرفتار محبوس گشت و پس از چندی بدرود زندگی گفت-چون پس از چهارده ماهی زندان و شکنجه معلوم شد که گناهی نداشته و دامنش از هر آلودگی پاک است قاعدهتاً و قانوناً میبایستی از حقوق آن مدت که بی جهت گرفتار و محبوس بوده استفاده نماید- کنون که زبان گفتار بیچارگان بازگشته این بنده از آنمقام محترم عاجزانه استدعا دارم در این قسمت عطف توجهی فرموده امر و مقرر فرمائید حقوق او را به عائلهاش که در نهایت پریشانی بسر میبرند مسترد داشته عدهای بیچاره را شاد و متشکر فرمائید. اقدس عراقی
پس از بررسی کارپردازی و مشخص شدن میزان طلب او، حقوق دورانی که از او سلب مصونیت شده ( 19 اسفند 1316) تا پایان روز 26 شهریور 1318(آخر دورهی یازدهم مجلس) به ورثهاش پرداخت میشود.
|
|