|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
درسهاي داستان نويسي
از زبان داستان نويسان ايراني
۲
درسهاي احمد محمود*
جنم نويسندگي
نحوه اطلاعات دهي در داستان
داستان به عقيده من يعني تعريف حركت . يعني رويدادها جريان پيدا مي كنند و در طي جريانشان براي خواننده تعريف مي شوند. ما نبايد بنشينيم و يك مشت عكس را براي خواننده تعريف كنيم . ما يك حركت را مي بينيم و آن حركت را براي خواننده تعريف مي كنيم.
در جايي از آلبر كامو خواندم كه نويسنده ديگر مثل يك تماشاچي نيست كه جنگ گلادياتورهارا تعريف كند.نويسنده خودش گلادياتوراست. البته اين گفته ي كامو شايد ناظر به تعهد اجتماعي نويسنده باشد ولي از آن مي شود نظرمرا هم استنباط كرد. شايد شباهتي هم با نظرمن داشته باشد.
اطلاعات را نبايد به طور مستقيم به خواننده ابلاغ كرد. خواننده بايد اطلاعات را - تصاوير را - از خلال سير حوادث و اعمال شخصيت ها دريابد. انگار اين يك قضيه ي روان شناسي است : اگر خواننده مطلب را از زبان نويسنده بشنود ، باور نمي كند. خواننده ميل دارد حرف هايي را بشنودكه خود قهرمانهاي داستان ، به حكم داستان ، مجبور شده اند بزنند.
---------------------------------------
*منبع : " محمود ، پنج شنبه ها ، دركه " نوشته برزو نابت . نابت حرفهاي محمود را در كتاب نقل قول كرده است.
|
|