|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
درس هاي داستان نويسي
از زبان داستان نويسان ايراني
۳
درس هاي احمد محمود*
شروع و پايان داستان
هم شروع و هم پايان داستان بسيار مهم است. اگر در شروع نتواني خواننده را بگيري ، خواننده ولت خواهد كرد.خواندن راادامه نخواهد داد. در پايان داستان هم بايد ضربه را وارد كني تا برخواننده تاثير بگذاري. وقتي شروع داستان و پايان داستان هر دو محكم بودند ، بدنه داستان مسيري كه از شروع به انتها كشيده شده ؛ الزاما بايد ساختمان محكم خودش را پيدا بكند.
گفت و گو نويسي در داستان
وقتي گفت و گويي بين دو نفر صورت مي گيرد ،در اثناي گفت وگو صداي آدم هاي ديگر هم به گوش مي رسد. اين ها داستان را رنگين مي كند، داستان را پرداخت مي دهد. يك نويسنده بي تجربه فقط مي تواند خط داستان را بگيرد و پيش برود ، حال آنكه يك نويسنده با تجربه داستان را مي پردازد ، مي آرايدو رنگين مي كند. گفت و گوي اصلي را همه از سر سطرشروع مي كنم. اما حرف هايي را كه ديگران در حين گفت و گوي اصلي مي زنند ، از سر سطر نمي نويسم. آن حرف ها توي پاراگراف مي آيد و موقعي كه باز گفت و گوي اصلي شروع مي شود ، از سر سطر از پاراگراف جديد شروع مي كنم .
نوشتن ديالوگ در واقع حل نوعي تضاد است. از يك طرف بايد طوري بنويسيد كه خواننده بپذيرد كه مردم همين طور حرف مي زنند ؛ از طرف ديگر ، در واقع كسي به آن نحوي كه شما مي نويسيد حرف نمي زند. به عبارت ديگر بايد حرف هاي شخصيت ها را طوري بنويسيد كه انگار در عالم واقع هم آن ها همين طور حرف مي زنند. در صورتي كه اين طور نيست. در عالم واقع آدم ها تكرار مي كنند ، حرفشان را نمي توانند روشن بزنند ، دنبال كلمه مناسب مي گردند ، تپق مي زنند. و رمان نويس بايد اين تضاد را حل كند. گفت و گوهاي شخصيت ها بايد پذيرفتني به نظر بيايد حال آن كه در واقع آن ها نمي توانند اين همه شسته و رفته و موجز صحبت كنند.
كشف شگرد هاي نو
نويسنده بايد مدام در حال كشف باشد. كشف براي بهتر نوشتن ، كشف شگرد هاي نو. مثلا من در ثبت يك مكالمه تلفني نوشتم :" فلاني گفت، حالت چه طوره ؟ و شنيد..." مي داني اين " شنيد " يك كشف است. خيلي از نويسنده ها مي نويسند: " حسين گفت ، حالت چه طوره ؟" و از آن طرف سيم علي در جوابش گفت ... يا در بعضي از فيلم هاي تلويزيوني اصلا اين صحنه را نمي توانند در بياورند. حسين مي پرسد حالت چه طور است ، و در همان صحنه از گوشي تلفن صداي طرف مقابلش را هم پخش مي شود . يا حتي نمي توانند صحبت هاي يك نفر را طوري تنظيم كنند كه سئوالات طرف مقابل در آن مستتر باشد و ما فقط از حرف هاي اين يكي بتوانيم بفهميم كه آن ديگري هم چه دارد مي گويد. همين كشف هاي كوچك بايد مدام پهلوي هم قرار بگيرند و سبك نوشتن را ارتقا بدهند.
ادامه دارد...
---------------------------------------
*منبع : " محمود ، پنج شنبه ها ، دركه " نوشته برزو نابت . نابت حرفهاي محمود را در كتاب نقل قول كرده است.
|
|