|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
داستان در عراق عجم
ادبيات داستاني به عنوان هنري تأثيرگذار و شورانگيز با ماهيتي تخيلي، تجربهاي جديد از زندگي انسانها را به خواننده عرضه ميكند. داستان، جانِ شهرزاد را براي هزار و يك شب حفظ نمود تا شاهِ مقتدر سفاك را نرمخوي و رام نمايد؛ در لغو امتياز برده داري و تقليل حكم اعدام به حبس مؤثر افتاد؛ روح مبارزه با ظلم و ستم را در دل مظلومان زنده نمود. داستان به زندگي يكنواخت، تنوع ميبخشد و انسانها را سرگرم ميسازد.
نخستين بارقههاي داستاننويسي در استان مركزي، با ورود صنعت چاپ و انتشار جرايد، مقارن گرديد. به احتمال قريب به يقين سيد جمالالدين عراقيزاده را ميتوان اولين داستاننويس اراكي متأثر از نهضت ادبي ايرانِ پس از مشروطه دانست. عراقيزده با انتشار داستان بلند ناهيد به صورت پاورقي در هفتهنامه نامهعراق در سال 1314 اولين گام را در انتشار داستان در جرايد اراك برداشت. از او داستان كوتاهي به نام آدمكش نيز در سال 1316 در همان جريده منتشر شده است. ناهيد و آدمكش هر دو قصههايي با تكنيك و اصول ابتدايي و موضوعاتي اجتماعي و نگاهي رمانتيك هستند. ناهيد پس از چاپ در نامه عراق به صورت كتاب نيز عرضه شد و در سال 1316 نقدهايي نيز در نامه عراق بر آن نوشته شد.
قبل از انقلاب، نويسندگان ديگري نيز در حيطه هنر داستاننويسي فعال بودهاند و آثاري خلق كردهاند؛ حسين شاهزيدي، ابوتراب جلي، فريدون عاصمي، مهين فتايي، علي نجفيزاده، مصطفي سادات شكرايي، سجادي قائم مقامي و ابراهيم سابقي از مهمترين داستاننويسان قبل از انقلاب هستند.
از ويژگيهاي ادبيات مكتوب قبل از انقلاب، سنگيني سايه ادبيات منظوم بر ادبيات منثور ـ بالاخص داستان ـ و حجم اندك آثار داستاني است. از همين رو، افراد مستعدي چون حسين شاه زيدي، ابوتراب جلي و علي نجفيزاده تمام توان خود را صرف خلق آثار منظوم نمودند. در اين سالها اغلب محافل و جلسات ادبي، اختصاص به شعرخواني داشته و نشانهاي دال بر تشكيل جلسه قصهخواني يافت نميشود.
محبوبه ميرقديري، مرتضي ذبيحي، قنبرعلي شفيعي، بلقيس فروغي،عليرضا كاكايي، محسن تاجآباد، مصطفي پاشنگ، اكرم گودرزي، علي فرخمهر، فريدون كوهداني، داريوش جلالي فراهاني و عطاءالله مهاجراني از مطرحترين داستاننويسان بعد از انقلاب ـ در استان مركزي ـ هستند.
پس از انقلاب، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و اداره كل آموزش و پرورش استان، با تشكيل جلسات داستانخواني، همايشها و برگزاري مسابقات داستاننويسي و كلاسهاي آموزش داستاننويسي در اين حيطه فعاليت نمودهاند.
اعمال سليقههاي غيركارشناسانه، تغيير مسؤوليتهاي اداري، كمبود مربي خبره، عدم حضور قصهنويسان با تجربه و تعطيلي دراز مدت جلسات نقد داستان در استان باعث عدم كارايي مؤثر و جريانساز در قصهنويسي بوده است. اما داستان كوتاه، به خاطر اختصاص دادن حجم اندكي از صفحات نشريات، همواره در مطبوعات استان با اقبال بيشتري مواجه بوده است. اختصاص صفحه يا صفحاتي به داستان كوتاه، علاوه بر جذابيت و تنوع در مطالب هر نشريه، خوانندگان علاقهمند را نيز با داستاننويسان آشنا ميسازد.
هفتهنامه نامهعراق، قبل از انقلاب و هفتهنامههاي نويد، لاله سرخ، سرچشمه، شهاب و راوي، پس از انقلاب، به صورت جديتر به چاپ داستان همت گماشتند كه اميد است به صورت نظاممند، با اختصاص صفحات ثابتي به اين امر، در ايجاد ارتباط بين داستاننويسان و خوانندگان علاقهمند و بالفعل كردن استعدادهاي موجود، گامهاي مؤثري برداشته شود.
-------------------------------------------
.اين مقاله بخشي از فصل اول كتاب دستان ( داستاننويسيدراستانمركزي) نوشته خودم است.
|
|