|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
دو ديدار بامردي كه از فراسوي باور ما مي آمد
ديدار اول
عکس از کیان امانی
سال يكهزاروسيصد وهفتاد وهفت ، مجموعه داستاني به نام " بانو" را كه شامل ده داستان كوتاه كوتاهم بود ؛ براي نظرخواهي سپردم به" نادر ابراهيمي" ، استادداستاننويسي ايران و خالق رمان ارزشمند " آتش بدون دود " كسي كه " گلن اوجا" يكي از ماندگارترين شخصيت هاي داستاني را خلق كرده است و مدتها عاشقانه به آموزش و تعليم جوانان علاقهمند داستان نويسي پرداخته است.
عصر يكي از همان روزها به اتفاق همسرم ليلا كه هميشه همراه و همدلم بوده است؛ به خانه استاد در خيابان كردستان رفتيم . با روي خوش و با سينهاي كه هميشه ستبربود و قدی بلند وکشیده- حتما ميدانيد كه استاد ورزشكاربود و به كوهنوردي عشق مي ورزيد و جاي جاي نوشتههايش از اين ورزش ياد ميكرد و كتابي به نام " يك صعود باور نكردني " در اين موضوع دارد.- در را به روی ما بازکرد. " محمود طياري " داستاننويس و نمايشنامهنويس گيلكي و يكي، دو ميهمان ديگر نيز در خانهي او بودند. مجسمههاي فلزي " ژازه طباطبايي" را اولين بار در آن جا ديدم؛ مجسمههايي كه از فلزهاي دورريختني ساخته شدهاند و دواسبي كه در ورودي خانهي هنرمندان ايران نصب شدهاند ، نمونهاي از آثار اويند و" خسرو سينايي" نيز فيلم مستندي درباره كارهاي ژازه ساخته است.
استاد مجموعه را با يادداشتهايي كه با مداد و با خطي خوش در جاي جاي آن نوشته بود، باز پس داد. حدود يك ساعت دربارهي داستاننويسي ، مطالعه ادبيات قديم و داستانهاي برتر ايران سخن گفت. از وسواس داشتن و عجله نكردن براي چاپ داستان گفت. شور و اميد و عشق به كار و تلاش با او عجين شده بود.ميگفت براي يك سخنراني تا به حال چهل كتاب را دوباره خواني كرده است. من كه باورم نشد، ليلا را نميدانم. اما اگر كسي دو جلد كتاب او را به نامهاي " ابوالمشغله " و " ابوالمشاغل " را كه دربارهي شرح حال اويند؛ خوانده باشد به يقين ميرسد ، كه از ابراهيمي هر كاري بعيد و دور نيست.
توصيهها و راهنماييهاي مكتوب نادر ابراهيمي بر داستانهاي مجموعه" بانو" كه همچنان در بايگاني قرارگرفتهاند :
فقط ميتوانم بگويم كه شما " احساس " قوي براي نوشتن داريد. همين ، اين احساس بايد پرورده شود، به عاطفهي عميق تبديل شود و در عين حال شما بايد زبان فارسي تان درست بشود و موضوعهاي تازه و كاملا تازهاي پيداكنيد كه قبل از شما روي آنها كار نكرده باشند. شما قطعا بايد يك دورهي بلند ، به شدت مطالعه بفرماييد؛ ادبيات قديم را ، و ادبيات امروز را ، با حوصله و ضمن فراگيري اين كار را بكنيد.
***
اگر واقعا شوق و شور نوشتن داريد ، بايد بدانيد كه كار بسيار مشكل است و مسالهي هوس نيست ، بدون مقدمات هم نويسنده شدن ممكن نيست.چيزهايي ميشود نوشت ؛ اما جدي ؟ نه...
***
شما بدون ترديد نوشتن ميدانيد ، اين را كه چه چيز بنويسيد كه فايدهاي ، معنويتي ، هدفي ، پيامي در آن باشد ، نمي دانيد. به اعتقاد من هنوز به " موضوع " دست نيافتهايد ، اما زبان گفتاري تان قوي شده است.
-------------------------------------
ديداردوم در پست بعدي
|
|