تبليغاتX
شوقات: قصه وافسانه -
 
شوقات: قصه وافسانه
 
 
وب نوشتهاي يوسف نيك فام
 

                                     شوقات و باورهای مردمی شهر اراك


“شوقات” قصه بلندی از ابراهیم سابقی است که در 1336 هجری شمسی توسط نشر مروارید منتشر شده است.

نویسنده در مقدمه کتاب، برای آگاهی خواننده از ساختمان قصه چنین نگاشته است: “کتاب شوقات قبل از اینکه قصه و داستانی باشد، فرهنگ جامعی از لهجه و اصطلاحات مردم و ساده و بی‌آلایش شهرستانی از این کشور است. کاری است در حد یک فولکلور خوب و مردمی، در حد یک فرهنگ بازیافته که اگر کامل نباشد به همت دانایان و بینش‌گران در تجدید چاپ وجلدهای بعدی جامع خواهد شد”.

“سابقی” تمام همتش را مصروف نقل سنن، آداب و باورهای عوام اراک نموده است؛ حتی می‌توان گفت که هدف او از انتشار این کتاب همین امر بوده، اما برای ایجاد جذابیت، آنها را در قالب داستان آورده و همراه با سرگذشت راوی به کر‌ّات توجه خواننده را به آداب و رسوم شهر جلب نموده است.

سابقی در جای جای داستان، به ذکر باورهای مردمی می‌پردازد و همین شیوه باعث می‌شود تا رابطه خواننده با داستان و ماجرای آن قطع گردد.

از ویژگیهای شوقات، استفاده نویسنده از لهجه اراکی است. ابراهیم سابقی آشنایی کاملی با این لهجه دارد و این امر برای خوانندگان کتاب، شیرینی و جذابیتی خاص ایجاد نموده است. تجربه نویسنده به عنوان اولین کسی که قصه‌ای به لهجه اراکی نگاشته برای نویسندگان داستانهای بومی و محلی راهگشا و قابل توجه است. به طور مثال، به گفتگوهای “خاله فاطمه” در ابتدای قصه دقت کنید؛ “دست بر قضا خاله فاطمه از ده رسید، وقتی آمد موهایش را از زیر چارقد جابجا کرد و چادرش را به کمر بست و گفت: یقین مو از سر فامیل نابودم که خبرم نکردید؟ اگر از مو باپرسید... حاجی‌آقا هیچ‌ِ هیچیش نیس یا عرق چا شده یا چالمه و سقل کرده، بایس تا می‌تونیت لباس گرم تنش کنید و با خفتونیتش توی آفتو. دوتام لحاف بکشید روش تا خوب عرقش در بیا انوقت زهر ناخوشی از تنش درمی‌ره، یه عطسه می‌کنه ورمی‌خیزه و می‌نیشه...”

شوقات، منبع مناسب و خوبی برای پژوهشگران و محققان فرهنگ بومی شهر اراک است. دعانویسی، استخاره، چله بزرگ و کوچک، ناقالی، رشکی و ماسی، اهمن و بهمن، سرمای پیرزن، دوالپا، مدازما و... نمونه‌هایی از مصادیق باورهای فولکلور در این اثر می‌باشد. از ویژگیهای دیگر شوقات، بخش الحاقی و انتهایی کتاب است؛ نویسنده در پایان کتاب شرح کاملی از بازیهای محلی مردم اراک را نگاشته است.

چکیده داستان شوقات

شوقات از زبان کودکی اراکی روایت می‌شود. راوی با مرگ پدر، زندگی جدیدی را آغاز می‌کند. مادرش با مردی قالیباف ازدواج می‌کند. خانه پدری تبدیل به کارگاه قالیبافی می‌شود. با ورشکستگی ناپدری، فقر و فلاکت زندگی آنها را فرا می‌گیرد. راوی، خانه شاگرد می‌شود؛ اما به خاطر دعوا و درگیری با صاحبخانه از آنجا فرار می‌کند تا به وصیت پدر، به تهران و پیش عمو برود.

متولی مسجدی در تهران به او جا و مکان می‌دهد و حمایتش می‌کند تا کاری پیدا کند. راوی با گوش دادن به سرگذشت تلخ متولی تصمیم می‌گیرد به اراک بازگردد. مأمور نظمیه اراک راوی را بی‌گناه دستگیر کرده و به زندان می‌اندازد. مادر راوی به کمک زنی به نام “کلانترزنه” که در دستگاه حکومتی صاحب نفوذ زیادی است، او را از زندان آزاد می‌کند. راوی با دیدن خواهر ناتنی‌اش آرامش گم شده را باز می‌یابد.

 -------------------

از کتاب دستان(داستان نویسی در استان مرکزی)  نوشته نیک فام

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
 
  بالا