|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
با یاد روح پاک برادرزاده ام پیمان
پنج روایت از رویدادهای تاریخی عراق (اراک)
مرتضی ذبیحی، فرزند حاج ذبیحالله در آبان ماه 1313 هجری شمسی در اراک به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در مدرسه عظیمی و دوره متوسطه را در دبیرستانهای پهلوی و صمصامی اراک و فیروز بهرام تهران بدون وقفه طی کرد.
وی در سال 1338، دانشنامه لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و در سال 1372، مدرک کارشناسی ارشد این رشته را اخذ نمود.
ذبیحی از پرکارترین ادیبان و پژوهشگران فرهنگی و هنری اراک به شمار میآید و تاکنون در حیطه ادبیات و تاریخ، آثار متعددی از او منتشر شده است.
دو کتاب “پنج روایت از رویدادهای تاریخی عراق (اراک)” و “پندارهای برهنه” از آثار داستانی اوست که در حوزه داستانهای تاریخی نگاشته شدهاند.
داستاننویسان، از گذشتههای دور گوشه چشمی به وقایع تاریخی داشتهاند. بخشهایی از تواریخ قدیمی ایران به صورت حکایتپردازی و قصه و داستان، روایت شده است. “تاریخ بیهقی”، “بدایعالوقایع” و “عالم آرای عباسی” نمونههایی از این حکایتهای تاریخیاند.
داستانهای دیگری نیز به صورت افسانه و نقلهای عامیانه تاریخی بوده است. “ابومسلمنامه”، “رموز حمزه” و “اسکندرنامه” که محصول تخیّل آمیخته به حادثه و اسطوره بودهاند؛ نقلهایی عامیانه از تاریخند.
با شکلگیری مشروطیت و نهضت ادبی پس از آن، رمان و داستان تاریخی به طور جدّی مورد توجه قرار میگیرد. “پیک اجل” و “دلشاد خاتونِ” ابراهیم مدرسی، “رابعه” حسینقلی مستعان نمونههایی از این رویکردند.
شاید بتوان ضعف اغلب داستانهای تاریخی را رویکرد صرفاً تاریخی آنها دانست. این رویکرد، داستانپردازی این گونه آثار را به توصیف صرف وقایع تاریخی سوق میدهد.
در اراک، مرتضی ذبیحی را میتوان اولین داستاننویسی دانست که اهتمام داشته تا در حیطه داستانهای تاریخی حرفی برای گفتن داشته باشد. او با انتشار دو اثر خود، علاقهاش را به نقل حوادث و اتفاقات گذشته ایران نشان داده است.
“پنج روایت...” به عنوان اولین کتاب منتشر نویسنده در 1375 در اراک عرضه شده است. این کتاب شامل پنج روایت کوتاه از حوادث و اتفاقاتی است که در اراک به وقوع پیوسته است.
دغدغه اصلی نویسنده در این کتاب، روایت تاریخی رویدادهایی است که در اراک رخ داده است. وی که به تاریخ اراک آشناست، سعی نموده تا در روایتگری خود، به اصل وقایع وفادار بماند.
بیان هنری نویسنده در این اثر، ارزنده و قابل تقدیر است. به طوری که خواننده، تا پایان، بدون احساس خستگی در پی دانستن نتیجه حکایت است. نثر گزارشگون و توصیفات نویسنده و ثبت دقیق رخدادها، این اثر را به گزارشی تاریخی نزدیک ساخته است. اما استفاده از بیان هنری و نثر حسبرانگیز روایتها را از گزارش صرف، متمایز ساخته و به گزارشی تاریخی که با استفاده از قالبی هنری بیان شده تبدیل نموده است.
خلاصه داستانهاي پنج روایت از ...
نخستین روایت کتاب، با نام “عرب جارچی”، ماجرای زندگی مردی به نام “اسفندیار” معروف به عرب جارچی است که به جرم اهانت به مسلمانان، دار زده میشود. نویسنده در این روایت، اوضاع آشفته اراک در هشتاد سال پیش و فقر همهجانبه مردم را به تصویر کشیده است.
روایت دوم با نام “بابا بلدی” درباره پیرمردی معروف به بابابلدی است. او که بازنشسته شهرداری است یکی از خاطراتش را که به دوران کشف حجاب رضاخان باز میگردد تعریف و اتفاقاتی که آن زمان در اراک به وقوع پیوسته را روایت میکند.
سومین روایت با نام “قضیه اجباری رفتن آقام” حکایت طنزآمیزی از دوران شروع سربازگیری در اراک است.
“کیمیا” چهارمین روایت کتاب، ماجرای زندگی “ملایونس کلیمی” هنگام اشغال اراک در جنگ جهانی دوم است. او که حکیم و فالگیر شهر است، با یکی از مراجعانش به نام “کیمیا” ازدواج میکند. در شهر شایع میشود که حکیم یونس، سگ شده و مردم دسته دسته برای تماشا به محله کلیمیها میآیند. او و همسرش بعد از این شایعه تصمیم میگیرند تا از ایران خارج شوند، اما ملایونس بخاطر منگیِ مصرف مشروب، به اشتباه، زهرکشندهای مینوشد و هلاک میگردد و کیمیا نیز دیوانه میشود.
پنجمین روایت، “سیاهچشمه” سرگذشت پزشکی است شصت و دو ساله که از دردهای کشنده عصبی رنج میبرد. وی به خاطر خستگی و یأس و در پی آرامش، یکه و تنها به “سیاه چشمه” پناه میبرد. اما در آنجا نیز حضور مردی که حقایق زندگی او را میداند و طمعورزیهای او را یادآور میسازد آشفتگیاش را افزونتر میسازد. روز بعد چوپانی جسد دکتر را در کنار چشمه مییابد.
پندارهای برهنه
در اثر داستانی دیگرِ ذبیحی، با نام “پندارهای برهنه” وقایع تاریخ تهران، در دوران روی کار آمدن رضاخان و انقراض سلسله قاجاریه روایت شده است.
کتاب، سرگذشت شاهزاده قاجار “اقدسالسلطنه” دختر ناصرالدین شاه است. از ویژگیهای این داستان، نثر روان و داستانی آن و رها شدن نویسنده از رویکرد صرفاً تاریخی داستان است. نویسنده با انتخاب شخصیتی روانپریش، سعی کرده تا به داستان، جنبههای روانشناسانه بدهد و با آوردن هفت یادداشت اقدسالسلطنه، پرداختی مناسب از روحیات و خلقیات شخصیت اصلی داستان ارائه دهد.
چکیده داستان پندارهای برهنه
با روی کار آمدن رضاخان، دستور تخلیه کاخ اقدسیه صادر میشود. مشیر اکرم، همسر اقدسالسلطنه، که سرپرست کاخهای سلطنتی است، با توجیه قبول دستور رضاخان، اقدسالسلطنه را به نقل مکان از کاخ وادار میسازد.
کاخ تخلیه میشود و اقدسالسلطنه به باغ شمیران نقل مکان میکند و این، ضربه روحی خطرناکی برای اوست. آثار بیماری و علائم افسردگی دراو پدیدار میشود. در مراسم نوروز 1305 وقتی از اقدسالسلطنه برای شرفیابی به حضور رضاشاه دعوتی به عمل نمیآید، حمله عصبی به او دست داده و حالش به هم میخورد. علائم روانی شدّت میگیرد.
تا اینکه با فوت احمدشاه، ضربه شدیدی بر روحیهاش وارد شده و بیماریاش رو به وخامت میرود.
اقدسالسلطنه با وساطت دکتر اعلمالدوله ـ بهرغم مخالفتهای رضاشاه ـ با مساعی ذکاءالملک فروغی، در 1315 برای معالجه به اروپا میرود. مشیراکرم در هنگام عزیمت به فرنگ، یادداشتهای همسرش را که به قول او ارزش معرفت الروحی دارند، در اختیار دکتر اعلمالدوله قرار میدهد.
|
|