|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
صداي آشنا
صداي آشنايي دارد.نرم و لطيف و گوشنواز.قصه ي ظهر جمعه ي
راديوبا صداي او رنگ ديگري گرفت.يكي از مردان انكار ناپذير روزگار
ما .محمد رضا سرشار.اگر حتي عقايد و نظراتش را قبول نداشته باشي
نمي تواني منكر دانش گسترده ي او در داستان و نقد داستان بشوي.شاگردان
زيادي تربيت كرده و از پايه گذاران آموزش قصه نويسي در حوزه هنري است.
تنها كافي است يك بار پاي نقدهاي او بنشيني تا توان تحليل و نقد علمي اش را
بفهمي .
دوست و دشمن زياد دارد.شايد اين از عوارض منتقد بودن اوست. صريح الهجه
و رك است.تعارف ندارد.سرشار را مي توان از اولين كساني دانست كه پس از انقلاب
اسلامي نقد علمي و دقيق را در داستان نويسي پايه گذاري كرده است و هم اكنون نيز
در اوج پختگي و تسلط به شيوه هاي مختلف نقد قراردارد.
هم اكنون جلسات نقد داستان روزهاي سه شنبه هر هفته در حوزه هنري برپاست.
هنرجويان اين كلاس پس از فراخواني عمومي از بين متقاضياني كه تاكنون درس
داستان نويسي و يا آثار داستاني چاپ شده دارند،انتخاب شده اند.
هر جلسه با حضور استادسرشارو قرائت آياتي چند از كلام الله مجيد با خوانش
خود استاد آغاز مي شود.پس از سلام و عرض خير مقدم به حاضران نقد و بررسي
آثاري كه هفته ي قبل در اختيار هنر جويان قرارگرفته، آغاز مي شود.
يكي از هنرجويان خلاصه اي از داستان كوتاه مورد نقد را بيان مي كند.سپس
استاد مي خواهد تا عنصر اصلي داستان مشخص شود. . هنرجويان نظراتشان
را ابراز مي كنند.استاد خود با دليل متقن و علمي يكي از عناصر اصلي داستان
– پيرنگ ، درونمايه و شخصيت – را كه در اثر موردنقد وجود دارد،آشكار
مي كند.حال هنرجويان به بررسي عنصر اصلي مي پردازند.به طور مثال
اگر عنصرمورد نظرپيرنگ (plot ) باشد ؛ويژگي هاي پيرنگ داستان
بررسي مي شود:
آيا رابطه ي علت و معلولي در حوادث مختلف داستان وجود دارد؟
آيا حوادث داستان طبيعي و محتمل الوقوع به نظر مي رسد؟ آيا پيرنگ
داستان تركيبي خوش ساخت و قابل قبول دارد،يعني آنكه مقدمه طولاني
است يا نه،مشكل اصلي داستان به موقع مطرح شده يا نه ،نقطه ي اوج
در جاي مناسبي هست يا نه، داستان بيهوده طولاني است يا نه ؟
فصل بندي داستان بر چه اساسي است ،آيا مي توان فصلي را حذف كرد
تا داستان يكپارچه تر شود ؟ و مواردي ديگر.
پس از اظهار نظر هاي درست يا غلط هنرجويان درباره ي اثر،
استادبه عنوان نظر قطعي و تمام كننده به نقد داستان مي پردازد.ريز بيني
و دقت در جزيي ترين ضعف ها و قوتهاي اثر در نظرات ايشان هويداست .
پس از نقد،حتي اگر اثرت ضعيف باشد،حس خوبي خواهي داشت ؛چرا كه در
اين محك و داوري از بيان نظرات كلي اجتناب شده و هر كلامي مستدل و
منطقي بيان شده است و براي كسي كه مي خواهد به طور جدي قلمزني كند
چه نعمتي بالا تر از اين ؟
پس از پايان نقد آثار،استاد از يكايك آنهامي پرسد كه هفته ي گذشته چه كرده اند
و چه آثار داستاني خوانده اند و چه نظري درباره ي اثر دارند.
استاد اغلب به حاشيه ها مي پردازد.حاشيه هايي كه حتي از اصل موضوع
هم آموزشي ترند.يكي از جالب ترين حاشيه ها ،نظراتش درباره ي داستان نويسان
است. نظر استاددرباره ي (( بوف كور )) صادق هدايت جالب است.
به گفته ي ايشان هدايت پيرنگ اثرش را به صورت مكانيكي و تصنعي ايجاد
كرده و مانند يك مساله ي رياضي آن را پيچيده كرده است ،نه اينكه الزاما
اقتضاي پيرنگ و شخصيت هاي اثر باشد. حتي نمادهاي داستان نيز شخصي اند
و به همين دليل منتقدان نظرات متفاوتي درباره ي اثر نگاشته اند.
|
|